حميد احمدى

128

تاريخ امامان شيعه ( فارسي )

اختلاف سبب فروپاشى سپاه گردد . وى مهم‌ترين اقدام تبليغى خود را با انتشار شايعهء مذاكره صلح امام عليه السلام با نمايندگان معاويه آغاز كرد . معاويه براى اين منظور ، مغيرة بن شعبه - از سران بنىاميه - و عبدالله بن عامر را به ساباط فرستاد تا درباره صلح با امام عليه السلام سخن بگويند . هنگامى كه دست خالى از نزد امام عليه السلام بيرون آمدند ، براى تحريك خوارج در سپاه امام دروغى را منتشر ساختند ، مبنى بر اينكه امام عليه السلام با پيشنهاد صلح موافقت كرده است . با اين سخنان ، سپاه مضطرب شد و عده‌اى دست به شورش زدند و حتى وسايل امام عليه السلام را غارت كردند . « 1 » آنان قصد داشتند امام عليه السلام را نيز به قتل رسانند ، اما شيعيان حضرت او را از معركه دور ساختند . حتى يكى از خوارج در حالى كه فرياد مىزد تو نيز همانند پدرت مشرك شده‌اى ، با شمشير به امام عليه السلام حمله‌ور شد و ضربتى به ران امام وارد ساخت . سپس امام عليه السلام را براى مداوا به منزل يكى از بزرگان ساباط منتقل كردند . « 2 » دورى دو سپاه امام و شورش سپاه همراه امام سبب گرديد كه سپاه عبيدالله از جريان دور بماند و شايعه صلح را باور كند . عبيدالله بعد از ملاقاتى كه با عبدالرحمن بن سمره نماينده معاويه برگزار كرد ، فريب خورد و شبانه با تعدادى از سربازان خود تسليم سپاه معاويه شد . اين اقدام عبيدالله باعث از هم پاشيدن سپاه گرديد ؛ آن‌گونه كه تنها چهار هزار نفر با قيس بن سعد باقى ماندند . « 3 » تمام تلاش معاويه در تطميع و فريب قيس بن سعد ناكام ماند . بدين‌رو ، قيس با سپاه اندك خود با سپاه شام درگير شد و چندين نفر از افراد سپاه كشته شدند . خبر مجروح شدن امام عليه السلام و گريختن بيشتر سپاه باعث ترك جنگ گرديد . اشراف عراق نيز چون پيروزى معاويه را محتمل دانستند ، دسته‌دسته به او پيوستند . حتى برخى از آنان به معاويه پيشنهاد دادند كه اگر حاضر باشد ، مىتوانند امام عليه السلام را دست‌بسته به دو تحويل دهند . قيس در نامه‌اى به امام عليه السلام اخبار سپاه و وضعيت پيش‌آمده را گزارش داد . امام عليه السلام بعد از آن مردم را جمع كرده ، آنان را ملامت نمود و فرمود : اى مردم عراق ! چه معامله‌اى با شما - كه با من هستيد - بكنم ؟ اين نامه قيس بن سعد است كه مىگويد حتى اشراف شما هم به سوى معاويه رفته‌اند . به‌خدا قسم ! رفتار

--> ( 1 ) . بنگريد به : ابن‌واضح احمد بن ابىيعقوب ، تاريخ اليعقوبى ، ج 2 ، ص 215 . ( 2 ) . بنگريد به : ابوالفرج اصفهانى ، مقاتل الطالبيين ، تحقيق كاظم المظفر ، ص 72 . ( 3 ) . احمد بن يحيى بلاذرى ، انساب الاشراف ، به كوشش محمد حميدالله ، ج 3 ، ص 38 .